على محمدى خراسانى

356

شرح كفاية الأصول (فارسى)

تعريف از مقولهء صفات نفسانيّه و از ملكات است ، زيرا صفات نفس دو دسته است : 1 - امورى كه از حالات نفس مىباشند و ثابت و پايدار نيستند ، بلكه گاهى بر نفس عارض مىشوند . 2 - امورى كه از ملكات نفسانيّه هستند ؛ يعنى يك هيئت راسخ و ثابت در نفس آدمى كه در اثر مداومت و ممارست حاصل مىشوند و در همه حال پايدار مىباشند ، مثل ملكهء جود و سخاوت ، شجاعت و جوانمردى و . . . اجتهاد از اين قسم است كه در اثر مداومت و ممارست چندين و چندساله براى انسان حاصل مىشود و در سايه آن مىتواند احكام شرعى و مسائل فقهى را از اصول و منابع آنها ( چه ادلّهء اجتهادى و چه فقاهتى ) استنباط نمايد و اين استنباط يا بالفعل است و يا بالقوّة القريبة من الفعل . ( در اينكه مراد از فعلا او قوّة قريبة ، چيست ؟ احتمالاتى مطرح است از قبيل اينكه شايد مراد از فعلا يعنى بالفعل قدرت استنباط دارد و حتّى نياز به مراجعه به كتب و منابع ندارد و مبانى در ذهن او حاضر است و مراد از قوة قريبة يعنى نياز به مراجعه دارد و مدارك مسئله در اختيار اوست و با رجوع به آنها ساعتى بعد حكم را استنباط مىكند . شايد مراد از فعلا اين باشد كه حالت منتظره ندارد و كافى است كه به منابع استنباط كه در اختيار اوست و در كتابخانه‌اش موجود است مراجعه كند و حكم را استخراج كند . مراد از بالقوّة يعنى حالت منتظره دارد و بايد تا فردا يا تا مدّتى صبر كند و انتظار بكشد تا بتواند به منابع دسترسى پيدا كند و بلافاصله حكم را استنباط كند ، كه مرحوم مشكينى همين احتمال را در حاشيه داده ، و شايد مراد از فعلا اين باشد كه بالفعل هم اهل استنباط حكم باشد و مراد از بالقوّة يعنى هيچ حكمى استنباط نكرده ، ولى ملكهء استنباط دارد . ولى اين احتمال اشكال دارد ؛ زيرا مراد از ملكة يقتدر بها . . . آن است كه توان استنباط دارد و اگر مراد از فعلا اين شد كه بالفعل استنباط كرده نمىتوان گفت : يقتدر بها . . . چون تحصيل حاصل است . شايد مراد از بالقوّة اين باشد كه ملكه اجتهاد شخص قريب الوقوع است و فلانى قريب الاجتهاد است كه اين نيز ناتمام است ؛ زيرا اطلاق اجتهاد بر چنين كسى مجاز خواهد بود و كيف كان يكى از دو احتمال اوّل مناسب است . درعين‌حال اگر اين تعبير فعلا او قوّة قريبة . . . نبود ، بهتر بود و